الشيخ محمد الصادقي الطهراني

27

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

ايستاد و اساس شرك را ويران ساخت ، و با حجت بالغه‌ى « قرآن » تمامى جاهليت‌ها و خرافات را زير پا نهاد ، از باب : « لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُول‌ِاللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوااللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَ ذَكَرَاللَّهَ كَثيراً » « 1 » « محققاً بوده است براى شما در رسول خدا پيروىاى نيكو ، براى كسى كه اميد به خدا و روز واپسين را دارد و خدا را بسيار ياد كند . . . » با پيروى از سنّت حضرتش به‌وسيله‌ى قرآن تمامى لكه‌هاى ننگ را بايد از چهره‌ى نورانى اسلام زدود ، كه هرچه پيش آيد خوش آيد ، چنان‌كه اين حق‌جويى و حق‌گويى ، حضرتش را به بلايايى مبتلا كرد كه فرمود : « ما أوذِىَ نَبِىٌ بِمِثْلِ ما اوذيتُ » هيچ پيامبرى برجسته همچون من اذيت نشده . پيروى از سنّت رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله پيامدهايى سخت و دشوار دارد - كه نويسنده آنها را به لطف الهى - تحمل كرده و مىكند ، به‌ويژه در برابر چهره‌هايى شرعى ! كه شرع را وارونه نشان‌مىدهند ، و به‌نام دين ، قرآن ، سنت و قداست « آن كار ديگر مىكنند ! » دور شدن قرآن از حوزه‌هاى اسلامى قرين قصور و تقصير برخى از شرعمداران ! است ، كه براى روشن شدن حقايق دورافتاده‌ى قرآن بايستى كمر همت بسته ، و تمامى راحتىها و گذران زندگى از راه شرعمدارى را فراموش كنيم ، تهمت‌ها ، تبعيدها و مانند آنها را به جان و دل پذيرا باشيم كه « يا مكن با پيل‌بانان دوستى . يا بنا كن خانه‌اى در خورد پيل ! » « يا اسلام اصيل را نپذير ، و يا اين‌كه از دليل اصليش قرآن و سنّت قطعيه پيروى كن . »

--> ( 1 ) - سوره‌ى الأحزاب ، آيه‌ى 21